شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران

Claims در تجارت کالاهای اساسی؛ در بازرسی غلات، کدام پرریسک‌ترند؟

بررسی میزان و نوع Claims یا اعتراضات ثبت‌شده از سوی فعالان بازار نشان می‌دهد که همه کالاها به یک میزان با چالش مواجه نیستند. تفاوت در ماهیت کالا، شرایط واردات، شیوه‌های حمل و نگهداری، نوسانات قیمتی و میزان حساسیت مصرف‌کنندگان موجب شده است برخی اقلام بیش از سایرین در معرض بروز اختلاف، مطالبه و اعتراض قرار گیرند. از این ‌رو، شناسایی کالاهایی که بیشترین حجم Claims را به خود اختصاص داده‌اند، می‌تواند تصویری روشن‌تر از نقاط آسیب‌پذیر زنجیره تأمین و تجارت کالاهای اساسی ارائه دهد؛ در بازرسی غلات، کالاهایی همچون برنج، کنجاله، ذرت، حبوبات و شکر که هر یک به دلایل متفاوت، سهمی از این اعتراضات را به خود اختصاص داده‌اند.

در همین خصوص، نگاشته در گفت‌وگو با مهندس یوسف باقریان، معاون بازرسی کالا و تجهیزات شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران، ابعاد مختلف Claims در اقلامی نظیر برنج، کنجاله، ذرت، حبوبات و سایر کالاهای اساسی را بررسی نموده است.

به گفته مهندس باقریان، بر اساس تجربیات عملی در حوزه بازرسی و رسیدگی به اختلافات، بیشترین تعداد Claims معمولاً به کالاهایی اختصاص دارد که از حساسیت کیفی بالاتری برخوردارند و شاخص‌های ارزیابی آن‌ها تا حدی به شرایط حمل و نگهداری وابسته‌اند. در این میان، برنج و حبوبات ازنظر تعداد اعتراضات در رتبه‌های نخست قرار دارند.

برنج و حبوبات در صدر تعداد Claims

در حوزه برنج، اختلافات عمدتاً در خصوص درصد شکستگی، میزان خرده‌برنج، یکنواختی دانه، رنگ، بو و نتایج آزمون‌های مربوط به بقایای سموم شکل می‌گیرد. همچنین تفاوت میان نمونه‌های پیش از حمل و نمونه‌های اخذشده در زمان تخلیه، به‌ویژه در مواردی که شرایط حمل یا نگهداری به‌درستی مدیریت نشده باشد، از دلایل رایج بروز Claims به شمار می‌رود.

در کنجاله‌ها، به‌ویژه کنجاله سویا، اعتراضات بیشتر به کاهش درصد پروتئین، افزایش رطوبت، آلودگی‌های قارچی و مایکوتوکسین‌ها و همچنین اختلاف نتایج آزمایشگاهی میان لابراتوارهای مختلف مربوط می‌شود.

درباره ذرت، Claims عمدتاً به موضوعاتی نظیر میزان رطوبت، افت وزنی، درصد شکستگی دانه و آلودگی به مایکوتوکسین‌هایی مانند آفلاتوکسین و فومونیزین مرتبط است؛ عواملی که به‌شدت تحت تأثیر شرایط اقلیمی کشور مبدأ و وضعیت حمل‌ونقل دریایی قرار دارند.

به گفته معاون بازرسی کالا و تجهیزات ISQI، شکر در مقایسه با دیگر کالاها کمترین میزان Claims را به خود اختصاص داده و اعتراضات آن معمولاً به شاخص‌هایی همچون رنگ (ICUMSA)، رطوبت یا خاکستر محدود می‌شود.

به‌طورکلی در بازرسی غلات، بیشترین Claims ازنظر تعداد مربوط به برنج و حبوبات است، درحالی‌که بیشترین Claims ازنظر ارزش مالی و تبعات اقتصادی به کنجاله‌ها و ذرت اختصاص دارد.

تخلیه؛ پرریسک‌ترین مرحله بازرسی غلات

باقریان در پاسخ به این پرسش که در فرآیند بازرسی غلاتی همچون گندم، ذرت و سویا کدام مرحله بیشترین ریسک اجرایی را دارد، اظهار کرد: پرریسک‌ترین مرحله، بازرسی در زمان تخلیه در مقصد (Discharge Inspection) است؛ چراکه کیفیت نهایی محموله در این مرحله، حاصل تمام شرایطی است که از زمان بارگیری تا پایان حمل بر آن حاکم بوده است.

وی افزود: عواملی نظیر تغییرات دما و رطوبت، تهویه نامناسب انبار کشتی، تأخیر در مسیر حمل و نوع چیدمان بار می‌توانند به افزایش رطوبت، رشد قارچ‌ها، تشدید آلودگی‌های میکروبی و افزایش مایکوتوکسین‌ها منجر شوند. از سوی دیگر، محموله‌های فله معمولاً از یکنواختی کیفی برخوردار نیستند و کیفیت لایه‌های مختلف بار با یکدیگر تفاوت دارد؛ موضوعی که نمونه‌برداری را به فرآیندی حساس و تعیین‌کننده تبدیل می‌کند.

به گفته ایشان، محدودیت‌های عملیاتی و فشار زمانی برای تسریع در تخلیه نیز می‌تواند بر کیفیت نمونه‌برداری اثر بگذارد و بخش قابل‌توجهی از اختلافات و Claims دقیقاً در همین مرحله شکل می‌گیرد. پس از مرحله تخلیه، نمونه‌برداری پیش از حمل (Pre-shipment Inspection) نیز درصورتی‌که به‌درستی و به‌صورت نماینده انجام نشود، می‌تواند ریسک بالایی ایجاد کند و زمینه‌ساز بروز اختلافات بعدی شود.

علت فقدان استاندارد اجباری در حوزه حبوبات و خشکبار

معاون بازرسی کالا و تجهیزات شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود حجم بالای واردات حبوبات و خشکبار، همچنان استانداردهای اجباری و رویه‌های مشخص بازرسی در این حوزه تدوین نشده است، گفت: این موضوع حاصل ترکیبی از عوامل فنی، اجرایی و سیاست‌گذاری است. حبوبات و خشکبار ازنظر نوع محصول، مبدأ تولید، الگوی مصرف سموم و شرایط نگهداری، تنوع بسیار بالایی دارند و تدوین استانداردهای اجباری جامع برای چنین گروه متنوعی مستلزم تعریف حدود مجاز متعدد و پیچیده‌ای است که اجرای یکنواخت آن در مبادی ورودی کشور با چالش‌های عملی جدی همراه خواهد بود.

وی افزود: از سوی دیگر، اعمال استانداردهای سخت‌گیرانه اجباری می‌تواند ریسک توقف یا رد محموله‌ها را افزایش دهد و با توجه به نقش این کالاها در تأمین بازار و امنیت غذایی، سیاست‌گذاران رویکرد محتاطانه‌تری را در پیش گرفته‌اند. بااین‌حال، در سال‌های اخیر برخی دستورالعمل‌ها و کنترل‌های موردی، به‌ویژه در حوزه بقایای سموم و آلودگی‌های شیمیایی، به‌صورت مبتنی بر ریسک در مبادی ورودی اعمال شده است؛ اما این اقدامات هنوز به سطح استانداردهای اجباری ملی، یکپارچه و دائمی ارتقا نیافته و عمدتاً در چارچوب الزامات اجرایی و کنترلی باقی مانده‌اند.

حبوبات؛ چالش‌برانگیزترین کالا در حوزه بقایای سموم

یوسف باقریان درباره بیشترین چالش‌ها در حوزه بقایای سموم و آفت‌کش‌ها تصریح کرد: از منظر این چالش‌ها، حبوبات در صدر قرار دارند؛ زیرا برای جلوگیری از آفات در دوره‌های طولانی نگهداری، استفاده گسترده‌ای از سموم انباری در آن‌ها صورت می‌گیرد. بسیاری از این سموم یا در ایران مجاز نیستند یا حدود مجاز متفاوتی نسبت به استانداردهای داخلی دارند.

وی افزود: پس از حبوبات، برنج نیز به دلیل استفاده از سموم مختلف در مرحله کشت و پس از برداشت، در معرض چالش‌های مشابه قرار دارد و تفاوت استانداردهای کشورهای مبدأ در این زمینه نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.

سخت‌گیری اتحادیه اروپا فراتر از استانداردهای ایران و کدکس

معاون بازرسی کالا و تجهیزات ISQI در ادامه درباره میزان همخوانی استانداردهای ایران با Codex Alimentarius  و اتحادیه اروپا اظهار کرد: استانداردهای ایران در حوزه بقایای سموم عمدتاً با Codex هم‌راستا هستند، اما استانداردهای اتحادیه اروپا سخت‌گیرانه‌تر بوده و حدود مجاز باقی‌مانده سموم (MRL) در این اتحادیه معمولاً پایین‌تر از Codex و استانداردهای ایران تعیین می‌شود. بر این اساس، محموله‌ای که ازنظر استاندارد ایران قابل‌قبول است، لزوماً الزامات اتحادیه اروپا را پوشش نمی‌دهد.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو ضمن تشریح قوانین بازرسی غلات و محصولات کشاورزی در حوزه GMO تصریح کرد: چارچوب قانونی GMO در ایران مبتنی بر قانون ایمنی زیستی جمهوری اسلامی ایران و دستورالعمل‌های مرتبط با سازمان غذا و دارو و سازمان ملی استاندارد است. تمرکز اصلی این قوانین بر محصولاتی است که احتمال تراریختگی در آن‌ها بالاست؛ از جمله ذرت، سویا، کلزا و فرآورده‌های مشتق‌شده از آن‌ها مانند کنجاله و روغن خام.

به گفته مهندس باقریان، در مصرف مستقیم انسانی، اعلام وضعیت GMO و در برخی موارد برچسب‌گذاری الزامی است. آزمون‌های GMO معمولاً با استفاده از روش‌های مولکولی، به‌ویژه Real-Time PCR انجام می‌شود که امکان شناسایی ژن‌های رایج نظیر 35S و NOS و همچنین آزمون‌های Event-specific را فراهم می‌کند. این آزمون‌ها در آزمایشگاه‌های دارای تأییدیه و آکردیته ISO/IEC 17025 انجام می‌شوند و درصورتی‌که نمونه‌برداری به‌صورت صحیح، نماینده و با مستندسازی کامل زنجیره تحویل انجام شود، نتایج حاصل ازنظر فنی و حقوقی قابل استناد خواهد بود.

توصیه کلیدی به واردکنندگان برای کاهش اختلاف با شرکت‌های بازرسی

باقریان در پایان، توصیه‌ای کلیدی به واردکنندگان برای کاهش اختلافات با شرکت‌های بازرسی ارائه کرد و گفت: مهم‌ترین توصیه آن است که پیش از انعقاد قرارداد، دامنه بازرسی، روش نمونه‌برداری، حدود پذیرش و مرجع نهایی آزمایشگاهی به‌صورت شفاف و مکتوب مشخص شود، زیرا بخش عمده اختلافات ناشی از ابهام در مفاد قرارداد و تفاوت انتظارات طرفین است.

وی همچنین تأکید کرد: تعیین استاندارد مرجع، مشخص‌کردن لابراتوار داور (Referee Lab)، انجام بازرسی مشترک پیش از حمل و مستندسازی کامل فرآیند نمونه‌برداری می‌تواند نقش مؤثری در پیشگیری از بروز Claims  ایفا کند. همچنین پذیرش واقع‌بینانه ریسک‌های طبیعی حمل‌ونقل دریایی، بخش مهمی از مدیریت اختلافات در تجارت بین‌المللی محصولات کشاورزی به شمار می‌رود.

 

Previous slide
Next slide
مطالب بیشتر

ارسال پیام

"*" indicates required fields

نام و نام خانوادگی*