شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران

از فرسودگی خاموش تا خطای انسانی؛ جنگ چه بر سر ایمنی تجهیزات می‌آورد؟

آتش‌بس، پایان همه مخاطرات نیست؛ گاهی تازه زمان آشکار شدن «ریسک‌های پنهان» است. جنگ تنها زیرساخت‌ها و اقتصاد را تحت فشار قرار نمی‌دهد، بلکه زنجیره نگهداری، بازرسی و ایمنی بسیاری از تجهیزات عمومی را نیز با چالش روبه‌رو می‌کند؛ تجهیزاتی که شاید در نگاه اول بی‌خطر به نظر برسند، اما در صورت غفلت می‌توانند به منشأ حادثه تبدیل شوند.

در حوزه مراکز تفریحی و تجهیزات شهربازی، کاهش درآمد، محدودیت‌های لجستیکی، دشواری دسترسی به قطعات و فشارهای روانی ناشی از شرایط جنگی، همگی می‌توانند کیفیت نگهداری و نظارت فنی را تحت تأثیر قرار دهند. در چنین شرایطی نقش نهادهای بازرسی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند؛ نهادهایی که باید حتی در میانه بحران نیز استانداردهای ایمنی را زنده نگه دارند.

در گفت‌وگوی پیش رو با مصطفی خزلی، مدیر بازرسی فنی شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران، تلاش کردیم تا از زاویه‌ای که کمتر دیده‌شده به اثرات جنگ بر ایمنی تجهیزات تفریحی نگاه کنیم؛ از تغییر ماهیت ریسک‌ها و «خطرهای نامرئی» گرفته تا فشارهایی که بر کارشناسان بازرسی وارد می‌شود و راهکارهایی که برای حفظ ایمنی عمومی در شرایط محدودیت منابع به کار گرفته می‌شود.

با ما در این گفت‌وگو همراه باشید…

 

– در دوره جنگ، اولین نشانه‌هایی که شما را نگران حوزه فعالیتتان کرد چه بود؟ 

با توجه به مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ، انتظار می‌رفت که مراکز تفریحی بودجه کمتری برای تعمیر و نگهداری تجهیزات خود اختصاص دهند. این امر می‌تواند منجر به فرسودگی بیشتر تجهیزات و افزایش خطر خرابی شود.

علاوه‌بر آن با کم شدن رفت و آمد مردم به مراکز تفریحی، درآمد این مراکز نیز کاهش می‌یابد که می‌تواند مستقیماً بر توانایی آن‌ها برای انجام بازرسی‌های منظم و به‌روزرسانی تجهیزات تأثیر بگذارد.

اعمال محدودیت‌های پروازی و مشکلات حمل و نقل نیز مورد دیگری بود که انجام بازرسی‌های میدانی را دشوار و زمان‌بر کرده بود و می‌توانست باعث تاخیر در بازرسی‌ها و عدم پوشش کامل مناطق شود.

از طرف دیگر ممکن است اولویت‌ها از بازرسی‌های ایمنی تجهیزات تفریحی به سمت مسائل حیاتی‌تر (مانند تأمین امنیت و بقا) تغییر کند و این نگرش به طور بالقوه می‌تواند منجر به نادیده گرفتن یا کم‌اهمیت شمردن بازرسی‌های فنی شود.

 

– وقوع جنگ چه تغییراتی را در ماهیت ریسک‌ها به ویژه حوزه تجهیزات شهربازی ایجاد کرد که پیش از آن کمتر با آن مواجه بودیم؟ 

نخستین ریسک ناشی از کاهش بودجه تعمیر و نگهداری است. چراکه تجهیزات ممکن است سریع‌تر از حد معمول دچار فرسودگی و استهلاک شوند. این استهلاک می‌تواند منجر به خرابی‌های پیش‌بینی نشده و افزایش خطر و حوادث شود. همچنین در شرایط اقتصادی نامساعد، ممکن است مراکز تفریحی به تعمیرات با هزینه کمتر و کیفیت پایین‌تر روی آورند که این خود ریسک خرابی مجدد یا بروز مشکلات جدید را افزایش می‌دهد.

محدودیت و عدم امکان دسترسی منظم و به‌موقع بازرسان به‌دلیل محدودیت‌های سفر، نیز باعث می‌شود که مشکلات فنی تجهیزات در مراحل اولیه کشف نشوند و شدت یابند.

شرایط استرس‌زا و اضطراب ناشی از جنگ و مشکلات اقتصادی عامل دیگری است که می‌تواند بر روحیه و تمرکز اپراتورهای تجهیزات تأثیر منفی بگذارد و احتمال بروز خطا را افزایش دهد.

علاوه بر آن تحریم‌ها و کمبود قطعات ممکن است دسترسی به قطعات یدکی اصلی و با کیفیت را محدود کند و مراکز را مجبور به استفاده از قطعات جایگزین یا تعمیرات موقتی کند.

 

– آیا الگوی خرابی، نقص فنی یا عدم انطباق تجهیزات نسبت به شرایط عادی تغییری محسوسی خواهد داشت؟ 

بله، درپی دلایلی که در پاسخ به سوالات قبل به آن اشاره شد، انتظار می‌رود که خرابی‌های مرتبط با فرسودگی قطعات، پوسیدگی، خوردگی و نقص در سیستم‌های ایمنی به دلیل عدم رسیدگی به موقع، افزایش یابد. استفاده از قطعات غیراصل یا تعمیرات غیراصولی می‌تواند منجر به بروز نقص‌های فنی جدید و پیچیده‌تر شود و درنهایت با گذشت زمان و عدم رسیدگی کافی، تجهیزات ممکن است از استانداردها و الزامات ایمنی فاصله بگیرند.

 

– به‌نظر شما در دوره جنگ، کدام بخش از فرآیندهای واحد بازرسی فنی بیشترین آسیب‌پذیری را نشان می‌دهد و چه اصلاحاتی برای کاهش این آسیب‌پذیری پیشنهاد می‌دهید؟ 

نخستین مساله محدودیت‌های رفت و آمد هوایی بود که برنامه‌ریزی منظم و اجرای به‌موقع بازرسی‌ها را با چالش جدی روبرو کرد. در شرایط اضطراری، ممکن است تمرکز از بازرسی‌های روتین به سمت ارزیابی ریسک‌های مرتبط با جنگ و بحران تغییر کند. همچنین شرایط ناپایدار و محدودیت‌های ناشی از آن به نوبه خود می‌توانند دسترسی بازرسان را به برخی مناطق یا حتی خود تجهیزات دشوار سازند. علاوه‌بر آن باتوجه به شرایط حاضر نیز پیش‌بینی می‌شود کاهش درآمد منجر به کاهش بودجه تخصیص یافته به واحد بازرسی یا حتی کاهش نیروی انسانی متخصص شود.

اما در مورد اصلاحات برای کاهش این آسیب‌پذیری‌ها، می‌توان پیشنهاد داد که استفاده از ابزار و فناوری‌های جایگزین برای بازرسی‌های چشمی اولیه، استفاده از سیستم‌های مانیتورینگ از راه دور (در صورت امکان) و استفاده از گزارش‌ها و داده‌های جمع‌آوری شده توسط خود مراکز در دستورکار قرار گیرد. راه‌حل بعدی تغییر رویکرد در برنامه‌ریزی است، یعنی تمرکز بر بازرسی‌های دوره‌ای فشرده‌تر در زمان‌های امکان‌پذیر، اولویت‌بندی تجهیزات با ریسک بالاتر و مناطق در دسترس‌تر. در صورت امکان، آموزش و همکاری با نیروهای فنی محلی برای انجام برخی بررسی‌های اولیه و گزارش‌دهی نیز می‌تواند به‌عنوان یک راه‌کار دیگر تلقی شود. در آخر پیشنهاد بازنگری در معیارهای اولویت‌بندی مطرح است که تقریبا در بیشتر صنایع درحال پیاده‌سازی است و تمرکز بر ارزیابی ریسک‌های مرتبط با فرسودگی، تعمیرات نامناسب و ایمنی عمومی بیشتر در اولویت آن قرار می‌گیرد.

 

– از نظر شما «خطرهای نامرئی» جنگ در حوزه تجهیزات بازی، کالا و تأسیسات چیست که مردم هیچ‌وقت نمیبینند و شما آن‌ها را توصیه می‌کنید؟ 

در وهله اول خطر اصلی، فرسودگی تدریجی قطعات و سیستم‌ها در اثر عدم تعمیر و نگهداری منظم است که در ظاهر قابل مشاهده نیست اما می‌تواند منجر به خرابی ناگهانی و خطرناک شود. خطر دیگر کاهش تمرکز، خستگی مفرط و استرس ناشی از شرایط جنگی است که می‌تواند منجر به خطاهای انسانی در هنگام بهره‌برداری از تجهیزات شود. همچنین برای کاهش هزینه‌ها، ممکن است از مواد اولیه یا قطعات یدکی با کیفیت پایین‌تر در تعمیرات استفاده شود که این امر ایمنی و دوام تجهیزات را به خطر می‌اندازد. موضوع بعدی فراموشی پروتکل‌های ایمنی است، چراکه در شرایط بحرانی، ممکن است پروتکل‌های سخت‌گیرانه ایمنی نادیده گرفته شوند یا فراموش شوند، که این خود یک خطر جدی محسوب می‌شود. تأثیرات بلندمدت شرایط اقتصادی و کاهش مستمر درآمدهای مراکز تفریحی نیز می‌تواند منجر به عدم امکان به‌روزرسانی و نوسازی تجهیزات در بلندمدت شود و آن‌ها را به سمت منسوخ شدن و افزایش ریسک سوق دهد.

 

– در پشت هر تجهیز، یک «تیم حرفه‌ای» ایستاده است؛ لطفا بفرمایید که جنگ چه تأثیری روی روحیــه و تصمیم‌های کارشناسان بازرسی گذاشت و شما چطور سعی کردید آن‌ها را در خط مقدم ایمنی نگه دارید؟ 

بی‌تردید بروز اتفاقاتی نظیر جنگ که نه تنها در کشورما کم‌‌سابقه است، بلکه ابهامی از آینده را نیز به‌وجود می‌آورد که بر روحیه تک تک اعضای جامعه تاثیرگذار است. در این بین تیم کارشناسان علاوه‌بر تجربه کاهش انگیزه که از نگرانی‌های شخصی، خانوادگی و کاهش احتمالی درآمد نشات می‌گیرد، موارد دیگری چون محدودیت‌های سفر، طولانی شدن فرآیندهای بازرسی و فشارهای ناشی از اولویت‌بندی‌ها را نیز تحمل کرده باشند و دور از انتظار نیست که در این شرایط درگیر استرس و خستگی مفرط شوند. حتی ممکن است کارشناسان در اولویت‌بندی بین بازرسی‌های فنی و مسائل امنیتی-بحرانی، دچار تردید هم شده باشند. ضمن اینکه عدم اطمینان از آینده شغلی و درآمدی و همچنین شرایط کلی کشور، می‌تواند موجب احساس عدم قطعیت شود و بر تصمیم‌گیری‌های بلندمدت و رویکرد تیم‌ها تأثیر بگذارد.

در چنین شرایطی، سعی داشتیم تا با حفظ روتین و برگزاری جلسات منظم، روحیه کاری همکاران را ارتقا دهیم. از این‌رو به‌طور مداوم نقش حیاتی کارشناسان بازرسی در حفظ جان مردم و جلوگیری از حوادث ناگوار، حتی در شرایط بحرانی را به آن‌ها یادآور می‌شدیم. به‌علاوه که در شرکت نیز شاهد اقداماتی از سوی سازمان در راستای ارائه مشاوره روانشناسی به همکاران و ایجاد فضای حمایتی برای آن‌ها بودیم.

راهکارهای دیگری هم در این زمینه وجود دارد که می‌توانم آن‌ها را به عنوان پیشنهاد مطرح کنم، نظیر ارائه آموزش‌های لازم برای مواجهه با شرایط جدید (مانند استفاده از فناوری‌های نوین، ارزیابی ریسک در شرایط بحرانی)، بهینه‌سازی فرآیندهای اداری و لجستیکی یا ساده‌سازی آن‌ها تا حد امکان با استفاده از فناوری برای کاهش رفت و آمدهای غیرضروری. ارائه مشوق‌های مالی و غیرمالی، قدردانی از تلاش‌های ویژه و برنامه‌ریزی برای جبران سختی کار (مانند مرخصی‌های بیشتر پس از بازگشت از ماموریت‌های دشوار) برای ایجاد انگیزه و در آخر، تشویق به تمرکز بر نتایجی که مستقیماً به بهبود ایمنی کمک می‌کنند، حتی اگر مقیاس کوچک باشد.

 

– در شرایط محدودیت منابع (نیروی انسانی، دسترسی، زمان یا تجهیزات)، چه معیارهایی برای اولویت‌بندی بازرسی‌ها در نظر گرفته شد تا ایمنی عمومی پایدار بماند؟ 

در شرایط محدودیت منابع، اولویت‌بندی بازرسی‌ها باید براساس معیارهای زیر صورت گیرد تا ایمنی عمومی تا حد امکان پایدار بماند:

میزان خطرپذیری تجهیزات: تجهیزاتی که ذاتاً ریسک بالاتری دارند (مانند وسایل چرخشی با سرعت بالا، سازه‌های بلند، یا وسایلی که با تعداد زیادی از افراد همزمان در ارتباط هستند) در اولویت اول قرار می‌گیرند.

سابقه خرابی یا حوادث: تجهیزاتی که در گذشته سابقه خرابی، نقص فنی یا حادثه داشته‌اند، نیاز به بازرسی‌های مکرر و دقیق‌تری دارند.

سن و فرسودگی تجهیزات: تجهیزات قدیمی‌تر که طول عمر مفید آن‌ها رو به پایان است، بیشتر در معرض فرسودگی و خرابی‌های پیش‌بینی نشده قرار دارند.

پیچیدگی سیستم‌های ایمنی: تجهیزاتی که دارای سیستم‌های ایمنی پیچیده‌تری هستند (مانند سیستم‌های الکترونیکی، هیدرولیکی یا پنوماتیکی)، نیاز به بازرسی‌های تخصصی‌تری دارند.

تعداد کاربران و میزان استفاده: تجهیزاتی که به طور مداوم و توسط تعداد زیادی از افراد استفاده می‌شوند، باید در اولویت بالاتری برای بازرسی قرار گیرند.

شرایط محیطی و نگهداری: تجهیزاتی که در معرض شرایط محیطی نامساعد (مانند رطوبت بالا، خوردگی، یا تابش شدید نور خورشید) قرار دارند یا گزارش‌هایی مبنی بر نگهداری نامناسب از آن‌ها وجود دارد، نیازمند توجه ویژه‌ای هستند.

تأثیر محدودیت‌ها بر دسترسی: تجهیزاتی که در مناطقی قرار دارند که دسترسی به آن‌ها به دلیل محدودیت‌های لجستیکی یا امنیتی دشوارتر است، باید با برنامه‌ریزی دقیق‌تر و با اولویت بالا در دستور کار قرار گیرند تا فرصت‌های دسترسی از دست نرود.

ارزیابی ریسک در شرایط جنگی: در صورت وجود تهدیدات خاص مرتبط با جنگ (مانند احتمال آسیب فیزیکی مستقیم)، ارزیابی مجدد ریسک‌ها و اولویت‌بندی بر اساس این تهدیدات نیز ضروری است.

 

– اگر دوباره درگیری نظامی شدت بگیرد، سه اقدام اول شما برای حفظ ایمنی تجهیزات، چه از منظر فرسودگی و چه از منظر اصابت‌های احتمالی چیست؟ 

در صورت شدت گرفتن مجدد درگیری نظامی، سه اقدام اولیه که برای حفظ ایمنی تجهیزات می‌توان انجام داد عبارتند از:

  1. ارزیابی فوری و کاهش ریسک‌های فیزیکی مستقیم: شامل تخلیه اضطراری (در صورت وجود تهدید مستقیم، اولویت اول تخلیه کامل مراکز تفریحی و در صورت امکان، انتقال تجهیزات حیاتی به مکان‌های امن‌تر)، پوشش و حفاظت فیزیکی (در صورت عدم امکان تخلیه، تلاش برای پوشش دادن و محافظت فیزیکی از تجهیزات حساس و حیاتی در برابر اصابت‌های احتمالی – مثلاً با استفاده از موانع خاکی، کیسه‌های شن، یا پوشش‌های مقاوم) و یا قطع کامل سیستم‌ها (قطع کامل جریان برق، گاز و سایر منابع انرژی به تجهیزات برای جلوگیری از خطرات ثانویه ناشی از آسیب‌دیدگی سیستم‌ها)
  2. مدیریت فرسودگی و نگهداری اضطراری: شامل تمرکز بر سیستم‌های حیاتی (شناسایی و اولویت‌بندی بازرسی و نگهداری اضطراری برای سیستم‌هایی که بقای آن‌ها برای حداقل عملکرد ایمن ضروری است – مانند سیستم‌های ترمز، قفل‌ها، یا سازه‌های نگهدارنده اصلی)، اقدامات پیشگیرانه در برابر فرسودگی (درصورت امکان، انجام اقدامات اولیه برای جلوگیری از تشدید فرسودگی ناشی از عدم استفاده طولانی مدت – مانند روانکاری قطعات متحرک، محافظت در برابر رطوبت) و آماده‌سازی برای تعمیرات سریع (شناسایی قطعات یدکی ضروری و اطمینان از دسترسی به آن‌ها در صورت نیاز به تعمیرات فوری پس از رفع خطر).
  3. مستندسازی و برنامه‌ریزی برای ارزیابی پس از بحران: شامل ثبت وضعیت موجود (ثبت دقیق وضعیت فعلی تمام تجهیزات از طریق عکس‌برداری و مستندسازی، به ویژه هرگونه آسیب‌دیدگی یا نشانه‌های فرسودگی که مستندات آن برای ارزیابی خسارات و برنامه‌ریزی تعمیرات پس از بحران حیاتی است)، تدوین پروتکل ارزیابی پس از بحران (آماده‌سازی پروتکل‌ها و چک‌لیست‌های لازم برای ارزیابی جامع ایمنی و فنی تجهیزات بلافاصله پس از پایان دوره درگیری) و ارتباط مستمر با ذینفعان (حفظ ارتباط با مدیران مراکز تفریحی و مقامات مسئول برای اطلاع‌رسانی وضعیت و هماهنگی اقدامات آتی).
Previous slide
Next slide
مطالب بیشتر

ارسال پیام

"*" indicates required fields

نام و نام خانوادگی*