یک مقاله مروری که در ژورنال Science & Engineering Health Environmental منتشر شده است، بهطور جامع به بررسی اقدامهای دولتهای مختلف جهان برای مقابله با یکی از چالشهای بزرگ زندگی شهری یعنی آلودگی هوا پرداخته است. این مطالعه با تحلیل ۱۱۴ مقاله که از میان بیش از ۲۲۰۰ منبع اولیه انتخاب شدند، نشان میدهد که هیچ سیاست واحدی به تنهایی کارآمد نیست و رویکردهای موفق معمولاً ترکیبی از سیاستهای کلی، مداخلات منطقهای و اقدامات هدفمند بر آلایندهها هستند. نویسندگان تصویری روشن از تلاش شهرها برای ایجاد توازن میان رشد اقتصادی، گسترش جمعیت و فعالیتهای صنعتی در کنار نیاز فوری به بهبود کیفیت هوا و حفاظت از سلامت عمومی ارائه میدهند.
بخش حمل و نقل بیشترین تمرکز سیاستها را به خود اختصاص داده است و دلیل آن هم سهم بالای خودروهای شخصی در تولید آلایندههاست. دولتها برای کاهش این سهم، اقداماتی نظیر توسعه و نوسازی شبکههای حملونقل عمومی، تشویق به پیادهروی و دوچرخه سواری و اعمال محدودیت یا هزینههای تنبیهی همچون عوارض تردد و طرحهای کاهش ترافیک در مناطق پرجمعیت را در دستور کار قرار دادهاند. در کنار این محدودیتها، مشوق هایی مانند حمل و نقل عمومی رایگان یا یارانهای نیز به کار گرفته شده تا مردم را به کاهش استفاده از خودروهای شخصی ترغیب کنند. شواهد نشان میدهد که سیاستهای بخش حمل و نقل از مؤثرترین و فوریترین راهها برای کاهش آلودگی هوا در شهرهاست، اما برای ماندگاری اثرات نیازمند پشتیبانی سیاستهای ساختاری گستردهتر هستند.
بخش انرژی نیز نقش اساسی در آلودگی هوای شهری دارد، به ویژه استفاده از سوختهای جامد برای پخت و پز و گرمایش. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، سوزاندن زغال سنگ، چوب یا سایر سوخت های جامد همچنان از عوامل اصلی انتشار ذرات معلق و گازهای سمی است.
سیاستهایی که خانوارها را به سمت استفاده از سوختهای پاکتر سوق میدهد و معمولاً با یارانه یا کمکهای مالی همراه است، میتواند به طور چشمگیری انتشار آلایندهها را کاهش دهد و پیامدهای سلامت را بهبود بخشد. علاوه بر این، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، بهبود بهرهوری انرژی و ادغام فناوریهای پاک در سیستمهای موجود، از جمله راهکارهای بلندمدتی است که بیشترین تأثیر پایدار را بر کاهش آلودگی هوا دارند.
بخش صنعت نیز به طور قابل توجهی در کیفیت هوای شهری اثرگذار است. بسیاری از کشورها با سختگیرانهتر کردن استانداردهای انتشار، اعمال جریمه و در مواردی انتقال صنایع آلاینده به خارج از مناطق پرجمعیت، تلاش کردهاند آلودگی را مهار کنند. استفاده از فناوریهای تولید پاکتر و ارائه مشوق برای صنایع جهت پذیرش شیوههای سبزتر نیز به تدریج در حال گسترش است، هرچند اجرای این سیاستها بسته به ظرفیت اقتصادی کشورها بسیار متفاوت است.
مرور انجام شده در این مقاله بر اهمیت تمرکز بر آلایندههای خاص نیز تأکید دارد؛ آلایندههایی چون ذرات معلق، دی اکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، ترکیبات آلی فرّار، اُزن در سطح زمین و مه دود فتوشیمیایی از مهمترین عوامل تهدید کننده سلامت و محیط زیست شناخته شدهاند. سیاستهای هدفمند برای کنترل هر یک از این آلایندهها، مانند محدود کردن انتشار اکسیدهای نیتروژن از خودروها یا کاهش فعالیتهای صنعتی منتشرکننده دی اکسید گوگرد، از ابزارهای رایج در کشورهای مختلف است.
یکی از نکات کلیدی این مقاله این است که دولتها معمولاً از ترکیبی از سیاستهای تشویقی، حمایتی و تنبیهی بهره میگیرند. سیاستهای تشویقی مانند یارانه برای تغییر سوخت خانگی به گزینههای پاک یا معافیتهای مالیاتی برای شرکتهای سرمایهگذار در انرژیهای تجدیدپذیر، رفتارهای مطلوب را با پاداش تقویت میکنند. سیاستهای حمایتی مانند ایجاد ایستگاههای شارژ خودروهای برقی یا توسعه شبکه حمل ونقل عمومی، زیرساخت لازم را فراهم میکنند. در مقابل، سیاستهای تنبیهی از جمله عوارض ترافیکی، جریمههای انتشار و حتی ممنوعیت استفاده از برخی سوختها، هزینه فعالیتهای آلاینده را افزایش میدهند. شواهد نشان میدهد ترکیب متوازن این سه دسته سیاست به مراتب کارآمدتر از تمرکز صرف بر یکی از آنهاست.
در سطح فراملی نیز، بسیاری از کشورها سیاستهای خود را با توافقهای بینالمللی هماهنگ کردهاند و در مسیر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، حذف تدریجی سوختهای فسیلی و حرکت به سمت منابع انرژی پاک گام برداشتهاند. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، حمایت از خودروهای برقی و هیبریدی و ایجاد مناطق کم انتشار یا بدون انتشار در شهرها بهعنوان محورهای کلیدی سیاستهای آینده معرفی شدهاند. این اقدامات نه تنها به کاهش آلودگی هوا کمک میکنند بلکه بخشی اساسی از استراتژیهای مقابله با تغییرات اقلیمی و توسعه پایدار شهری به شمار میروند.
نویسندگان در جمعبندی تأکید میکنند که آلودگی هوا پدیدهای چندبعدی است و مقابله با آن نیز نیازمند راهحلهای چندوجهی است. حمل ونقل، انرژی و صنعت سه حوزه اصلی مداخله هستند، اما موفقیت نهایی در گرو برنامهریزی یکپارچهای است که اقدامات کوتاه مدت را با تعهدات بلندمدت پیوند بزند. مؤثرترین سیاستها آنهایی هستند که همزمان با کاهش انتشار در منبع، ساختارها و رفتارهای منجر به آلودگی را تغییر میدهند؛ از نحوه جابه جایی مردم در شهر گرفته تا شیوه گرمایش خانهها و تأمین انرژی صنایع. در نهایت، این مرور نشان میدهد که شهرهایی در مقابله با بحران آلودگی هوا موفقتر خواهند بود که ترکیبی از مشوقها، حمایتها و محدودیتها را به کار گیرند و همزمان بر پذیرش فناوریهای پاک و همکاریهای بینالمللی پایبند بمانند.
نویسنده: زهرا شیربند



