شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران

آیا سدسازی‌های بزرگ می‌توانند مصداق اکوساید باشند؟ 

بررسی پیامدهای زیست محیطی پروژه‌های عظیم

در دهه‌های اخیر، پروژه‌های عظیم زیرساختی به ویژه سدسازی‌های بزرگ به عنوان نمادی از توسعه اقتصادی و مدیریت منابع آب مطرح شده اند. بسیاری از کشورها برای تولید برق آبی، کنترل سیلاب‌ها و تأمین آب کشاورزی به ساخت سدهای بزرگ روی آورده اند. با این حال، همزمان با گسترش این پروژه ها، نگرانی‌های جدی درباره پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی آن‌ها افزایش یافته است. برخی پژوهشگران و فعالان محیط زیست حتی این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا برخی از این پروژه‌ها می‌توانند در چارچوب مفهوم «اکوساید» یا نابودی گسترده اکوسیستم‌ها قرار گیرند یا خیر.

اکوساید اصطلاحی است که به تخریب شدید، گسترده یا طولانی مدت محیط زیست اشاره دارد؛ تخریبی که می‌تواند توان یک اکوسیستم برای حفظ حیات را به طور اساسی مختل کند. این مفهوم در سال‌های اخیر در مباحث حقوق بین الملل محیط زیست برجسته شده و برخی حقوقدانان پیشنهاد داده‌اند که اکوساید به عنوان یک جرم بین المللی در کنار نسل کشی و جنایت علیه بشریت شناخته شود. در چنین چارچوبی، فعالیت‌هایی که موجب تخریب گسترده و غیرقابل جبران طبیعت شوند می‌توانند مورد بررسی قرار گیرند.

سدسازی‌های بزرگ به دلیل مقیاس وسیع مداخله در طبیعت، اغلب در مرکز این بحث قرار دارند. ساخت یک سد بزرگ معمولاً به معنی تغییر اساسی در جریان طبیعی رودخانه، ایجاد مخازن گسترده و غرق شدن بخش‌های بزرگی از زمین‌های طبیعی و انسانی است. این تغییرات می‌توانند ساختار اکوسیستم‌های رودخانه‌ای و اطراف آن را به طور بنیادین دگرگون کنند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای زیست محیطی سدهای بزرگ، تغییر در رژیم طبیعی جریان آب است. رودخانه‌ها سیستم‌های پویا هستند که چرخه‌های فصلی جریان آب در آن‌ها نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی دارد. سدها با تنظیم مصنوعی جریان، این چرخه‌های طبیعی را مختل می‌کنند. کاهش سیلاب‌های طبیعی می‌تواند به نابودی تالاب‌های پایین دست، کاهش حاصلخیزی خاک‌های کشاورزی و از بین رفتن زیستگاه بسیاری از گونه‌های آبزی و پرندگان منجر شود.

پیامد مهم دیگر، اختلال در مهاجرت گونه‌های آبزی است. بسیاری از ماهیان برای تکثیر نیاز دارند در طول رودخانه جابه جا شوند. سدها این مسیرهای مهاجرتی را قطع می‌کنند و در بسیاری از موارد موجب کاهش شدید یا حتی انقراض محلی برخی گونه‌ها می‌شوند. در بسیاری از رودخانه‌های جهان، از جمله در آمریکای شمالی و آسیا، کاهش جمعیت ماهیان مهاجر به طور مستقیم با احداث سدهای بزرگ مرتبط دانسته شده است.

علاوه بر این، مخازن سدها اغلب موجب غرق شدن جنگل ها، مراتع و زیستگاه‌های طبیعی می‌شوند. ایجاد یک مخزن بزرگ می‌تواند هزاران هکتار از اکوسیستم‌های طبیعی را زیر آب ببرد. این موضوع نه تنها باعث از بین رفتن تنوع زیستی می‌شود، بلکه می‌تواند به آزاد شدن حجم زیادی از کربن از پوشش گیاهی و خاک منجر شود. برخی مطالعات نشان داده‌اند که مخازن سدها در مناطق گرمسیری حتی می‌توانند به منبع انتشار گازهای گلخانه‌ای مانند متان تبدیل شوند.

سدسازی همچنین پیامدهای مهمی برای رسوب گذاری رودخانه‌ها دارد. رودخانه‌ها به طور طبیعی رسوبات را از مناطق بالادست به پایین دست منتقل می‌کنند. سدها این رسوبات را در مخازن خود نگه می‌دارند و در نتیجه مناطق پایین دست با کمبود رسوب مواجه می‌شوند. این پدیده می‌تواند باعث فرسایش سواحل، کاهش حاصلخیزی دشت‌های سیلابی و حتی عقب نشینی دلتاها شود. برای نمونه، در برخی از دلتاهای بزرگ جهان کاهش رسوب ناشی از سدسازی به یکی از عوامل تشدید فرسایش ساحلی تبدیل شده است.

با وجود این پیامدها، همه سدهای بزرگ لزوماً مصداق اکوساید تلقی نمی‌شوند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که ارزیابی چنین موضوعی نیازمند بررسی موردی، توجه به مقیاس تخریب و امکان جبران خسارت‌های زیست محیطی است. در برخی پروژه ها، با اجرای ارزیابی‌های دقیق زیست محیطی، طراحی گذرگاه‌های ماهی، مدیریت جریان‌های زیست محیطی و حفاظت از مناطق جایگزین می‌توان بخشی از اثرات منفی را کاهش داد.

از سوی دیگر، مدافعان سدسازی بر مزایای اقتصادی و اجتماعی آن تأکید می‌کنند. تولید انرژی برق آبی، که در بسیاری از کشورها سهم مهمی از سبد انرژی را تشکیل می‌دهد، نسبت به سوخت‌های فسیلی انتشار کربن کمتری دارد. همچنین سدها می‌توانند نقش مهمی در ذخیره آب در مناطق خشک و کنترل سیلاب‌های مخرب ایفا کنند. بنابراین، چالش اصلی در این زمینه ایجاد تعادل میان نیازهای توسعه و حفاظت از محیط زیست است.

در سال‌های اخیر، رویکردهای جدیدی در مدیریت منابع آب شکل گرفته است که تلاش می‌کنند وابستگی به سدهای بزرگ را کاهش دهند. این رویکردها شامل احیای رودخانه ها، مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبریز، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر جایگزین و استفاده از زیرساخت‌های کوچک‌تر و کم اثرتر هستند. همچنین در برخی کشورها حتی روند «برداشتن سدهای قدیمی» برای بازگرداندن جریان طبیعی رودخانه‌ها آغاز شده است.

در نهایت، این پرسش که آیا سدسازی‌های بزرگ می‌توانند مصداق اکوساید باشند، پاسخی ساده و یکسان برای همه پروژه‌ها ندارد. اما روشن است که در مواردی که ساخت یک سد منجر به تخریب گسترده، بلندمدت و غیرقابل جبران اکوسیستم‌ها شود، این پروژه‌ها می‌توانند در چارچوب بحث‌های مربوط به اکوساید مورد توجه قرار گیرند. آینده مدیریت منابع آب احتمالاً به سمت راهکارهایی خواهد رفت که کمترین مداخله را در نظام‌های طبیعی داشته باشند و در عین حال نیازهای انسانی را نیز تأمین کنند.

 

نویسنده: زهرا شیربند – کارشناس امور بین‌الملل ISQI

منابع:

  1. International Rivers. (2021). The State of the World’s Rivers and Dams.
  2. World Commission on Dams. (2000). Dams and Development: A New Framework for Decision-Making. Earthscan.
  3. Gleick, P. (2019). The World’s Water: The Biennial Report on Freshwater Resources. Island Press.
  4. International Panel of Experts on Ecocide. (2021). Independent Expert Panel for the Legal Definition of Ecocide.
  5. McCully, P. (2001). Silenced Rivers: The Ecology and Politics of Large Dams. Zed Books.
  6. Richter, B. et al. (2010). “Lost in Development’s Shadow: The Downstream Human Consequences of Dams.” Water Alternatives Journal.
Previous slide
Next slide
مطالب بیشتر

ارسال پیام

"*" indicates required fields

نام و نام خانوادگی*