استاندارد فراتر از مجموعهای از ضوابط فنی و الزامات کیفی، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت زندگی، حفظ حقوق مصرفکنندگان و تحقق توسعه پایدار ایفا میکند؛ نقشی که بدون مشارکت مردم و توجه به مسئولیت اجتماعی سازمانها، بهطور کامل محقق نخواهد شد. به مناسبت هفته جهانی استاندارد و روز مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی، در گفتوگو با مدیر ارتباطات و مسئولیت اجتماعی شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران (ISQI)، به بررسی جایگاه مردم در نظام استانداردسازی، نقش مسئولیت اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی و اقدامات این شرکت در مسیر توسعه پایدار پرداختهایم؛ گفتوگویی درباره ضرورت تبدیل استاندارد از یک الزام فنی به فرهنگی عمومی برای ساختن جامعهای ایمنتر، آگاهتر و باکیفیتتر.
استاندارد را معمولاً با ضوابط فنی، الزامات تولید و کنترل کیفیت میشناسیم. از نگاه شما، استاندارد چه نسبتی با مردم و جامعه دارد؟
به نظر من، استاندارد زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که از متن دستورالعملها و اسناد فنی خارج شود و در زندگی مردم دیده و لمس شود. استاندارد در نهایت برای بهبود کیفیت زندگی انسانهاست؛ از ایمنی خودرو و سلامت مواد غذایی گرفته تا کیفیت خدمات، حفاظت از محیطزیست و مصرف بهینه انرژی.
بنابراین، مردم نباید صرفاً دریافتکننده نتایج استانداردسازی باشند؛ بلکه باید یکی از ارکان آن محسوب شوند. تجربه و مطالبه مردم میتواند یکی از مهمترین ورودیهای نظام کیفیت باشد. وقتی بدانیم یک محصول یا خدمت از نگاه مصرفکننده چه نقاط ضعفی دارد، میتوانیم استانداردها و فرآیندهای ارزیابی را نیز متناسب با نیاز واقعی جامعه ارتقا دهیم.
پس میتوان گفت مشارکت مردمی بخشی از نظام استانداردسازی است؟
دقیقاً. مشارکت مردمی یعنی شنیدن صدای مصرفکننده، توجه به تجربه مشتری و ایجاد سازوکارهایی برای دریافت و تحلیل این بازخوردها. امروزه دیگر نمیتوان کیفیت را صرفاً با مجموعهای از شاخصهای داخلی یک سازمان سنجید. ممکن است یک شرکت تمام فرآیندهای خود را مطابق استاندارد انجام دهد، اما اگر مشتری در نهایت تجربه مطلوبی نداشته باشد، هنوز با کیفیت واقعی فاصله داریم.
در اینجا مسئولیت اجتماعی نیز به این چرخه متصل میشود. سازمان مسئول، فقط به سود و عملکرد اقتصادی خود فکر نمیکند؛ بلکه آثار تصمیمها و فعالیتهایش بر مردم، محیطزیست و نسلهای آینده را نیز در نظر میگیرد.
ISQI در حوزه مسئولیت اجتماعی چه مسیری را دنبال کرده است؟
در ISQI تلاش کردهایم مسئولیت اجتماعی را یک فعالیت جانبی و مناسبتی نبینیم، بلکه آن را بخشی از چشم انداز شرکت و هویت سازمانی خود بدانیم. در حوزههایی مانند ارتقای فرهنگ کیفیت و استاندارد، ایمنی، حقوق مصرفکننده، آموزش و آگاهیبخشی، محیطزیست، بهرهوری انرژی و توسعه پایدار و سلامت کودکان نسل فردای کیفیت، ظرفیتهای تخصصی شرکت را در مسیر منافع عمومی به کار گرفتهایم.
همچنین معتقدیم سازمانهای تخصصی مانند ISQI میتوانند نقش مهمی در تبدیل مفاهیمی مانند ESG، پایداری، اقتصاد سبز و بهرهوری انرژی به اقدامات عملی و قابل سنجش داشته باشند. مسئولیت اجتماعی زمانی اثربخش است که از شعار عبور کند و به شاخص، فرآیند و نتیجه تبدیل شود.
و در پایان، پیام شما در هفته جهانی استاندارد چیست؟
فکر میکنم امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم استاندارد را به یک فرهنگ عمومی تبدیل کنیم؛ فرهنگی که در آن دولت، صنعت، نهادهای تخصصی و مردم، همگی در قبال کیفیت مسئول باشند.
استاندارد فقط درباره «چگونه تولید کردن» نیست؛ درباره «چگونه بهتر زندگی کردن» است. اگر مردم در این مسیر مشارکت کنند و سازمانها مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرند، استاندارد میتواند از یک الزام فنی به ابزاری برای اعتماد عمومی، توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی تبدیل شود.



